تبلیغات
˙·٠•●♥ تنهای تنها ♥●•٠·˙ - باران

کجای دلم بودی..... وقتی شب امتحان به جای درس خواندن شعر می سرودم...

باران

نویسنده :zahra
تاریخ:چهارشنبه 28 تیر 1391-08:46 ب.ظ

پارسال بااو زیر باران قدم میزدم،امسال اورا با دختر دیگری زیر باران اشك هایم دیدم.
شاید باران پارسال اشك های دختری دیگر بود!




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 
What causes burning pain in Achilles tendon?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:15 ق.ظ
Hey just wanted to give you a quick heads up.
The text in your article seem to be running off the screen in Chrome.
I'm not sure if this is a formatting issue or something to do with web browser compatibility but I figured I'd post to let you know.
The design look great though! Hope you get the issue resolved soon. Cheers
Can you have an operation to make you taller?
دوشنبه 30 مرداد 1396 05:58 ب.ظ
you're truly a good webmaster. The site loading speed is incredible.

It kind of feels that you're doing any distinctive trick.
In addition, The contents are masterwork.
you have performed a great process on this matter!
http://freidatemplet.blog.fc2.com
جمعه 30 تیر 1396 05:17 ق.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored material stylish.
nonetheless, you command get bought an impatience over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again since exactly the
same nearly very often inside case you shield this hike.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:19 ب.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd most certainly donate
to this superb blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my Google account.
I look forward to brand new updates and will share this website
with my Facebook group. Talk soon!
Haniye
یکشنبه 1 مرداد 1391 10:59 ب.ظ
..........................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................
هی دارم فكر می كنم چی بگم!!!؟؟؟چیزی یادم نمیاد.همینجوری اومدم
دلتنگـــــــــــــــــــــــــــــــتم
پاسخ zahra : ههه زحمت كشیدی ی خورده فك كن بلكه یادت اومد چی بگی
ولی بااینحال خوش اومدی عسلكم
منو نگو ك دلم از بس هواتو داره شده قد ی ویروس HIV !!!!
تربت عشق
یکشنبه 1 مرداد 1391 01:37 ب.ظ
در ضمن اصلا هم عجیب نیست که عزیزم.جمله اقا حسین رو میگم اخه اگه ادم عاشق باشه گریه میشه کار شب و روزش حتی یه پسر !
پاسخ zahra : ولی واس من ك عجیبه...شاید دخترا هی زرت و زرت گریه كنن اما منكه تالا گریه ی پسرو واس عشقش نه دیدم ونه شنیدم
چی بگم شایدم حق با شماها باشه
تربت عشق
یکشنبه 1 مرداد 1391 01:36 ب.ظ
likkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkeee
پاسخ zahra : meeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee30
Haniye
شنبه 31 تیر 1391 08:57 ب.ظ
سلام عزیزم.تو وبلاگم گفتی قاطی كردی؟چرا دل گرفته ای نفسم؟اتفاقی افتاده؟این جمله ات نگرانم كرد.شمارمو تو خصوصی میگم.هروقت اومدی اس بده اگه تونستم منم بیام یاهو.قربانت
پاسخ zahra : سلام خوشگل خانم.نه بابا بی خی
تو كه میدونی من هر از گاهی قاط میزنم.ولش الان خوبم
فدات شم
حسین
شنبه 31 تیر 1391 05:09 ب.ظ
سلام

عالی بود منم یعین جملتو با یکم تفاوت می گم

پارسال بااو زیر باران قدم میزدم،امسال اورا با پسر دیگری زیر باران اشك هایم دیدم.
شاید باران پارسال اشك های پسری دیگر بود!

پاسخ zahra : سلام
ممنون لطف داری
یكم عجیبه این جمله.مگه پسرام گریه میكنن؟نه فك نكنم غرورشون اجازه اینكارو بده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر