تبلیغات
˙·٠•●♥ تنهای تنها ♥●•٠·˙

کجای دلم بودی..... وقتی شب امتحان به جای درس خواندن شعر می سرودم...

خودتون قضاوت کنید....

نویسنده :zahra
تاریخ:یکشنبه 6 بهمن 1392-10:10 ب.ظ

امروز میخواهم از یک راز بزرگ حرف بزنم!

من یک قاتلم!

بهتر است بگویم یک تروریست حرفه ای!

تا به حال هم شاید نزدیک به چندمیلیون انسان بیگناه را کشته باشم

تعداد دقیقش در ذهنم نیست 

اما می دانم که خیلی زیاد بودند

بیشترشان هم کودکان مسلمان!

میدانم که تعجب کرده اید

شما تا به حال من را به عنوان یک مسلمان میشناختید

اما این یک واقعیت است

من یک نفوذی اسرائیلی هستم

همان که شما می گویید رژیم غاصب صهیونیستی!

و برای اینکه شک نکنید در تمام راهپیمایی ها هم شرکت کرده ام!

همراه با شما هم مرگ بر اسرائیل سر داده ام!

اما من یکی از تاثیرگذارترین ها در حمایت از اسرائیل بوده ام

کارم هم چندان سخت نیست

مثل آب خوردن!

آسوده و بی هیچ عذاب وجدانی مینشینم نوشابه و نسکافه می خورم

و دستور شلیک یک گلوله را می دهم .....

و "کسی هم گلوله ها را نمی شمارد!"

و تو!

تو هم در همه این ترورها با من شریکی!

تو مسئول شلیک هر گلوله ای

به تعداد نوشابه هایی که به ازای گلوله خریده ای

{کوکاکولا و محصولات وابسته به آن مثل فانتا و خوشگوار  - میراندا - پپسی و ...}

* بعضی از محصولات {مثل نرم افزارها و وسایل الکترونیکی} را مجبورم استفاده کنم ....

اما تا به حال نشنیده ام کسی از نخوردن نوشابه ... نسکافه {محصول شرکت نستله}

و دنت {وابسته به شرکت دنون} و نجویدن انواع آدامس ها ... استفاده نکردن از شامپو و خمیردندان {َ ABC و ... } مرده باشد ...

* لیستی از شرکت های حامی رژیم صهیونیستی در ادامه مطلب



امیرالمومنین علی (ع) میفرمایند : هرگاه خداوند بنده ای را دوست بدارد "امانتداری" را محبوب او گرداند .

منبع: دلتنگی ابر ها

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عذرخواهی

نویسنده :zahra
تاریخ:یکشنبه 27 مرداد 1392-11:50 ق.ظ

سلام دوستان
احوالتون چطوره؟
من یه عذرخواهی گنده به همه کسایی ک به وبم میان و باهمین صفحه تکراری روبرو میشن بدهکارم...
امیدوارم منو ببخشین.
راستش یه مشکلاتی برام به وجود اومده که نمیتونم مث قبل اینجا باشم....
اما به زودی میام و همتون با یه تغییر بزرگ روبرو میشین...به امید اون روز
سعی میکنم هرچه زودتر بیام
خدانگهدارهمتون




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تلنگــــــــــــر

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 21 اردیبهشت 1392-09:51 ب.ظ

با آدم ضعیف تر از خودتون تا حالا پینگ پونگ بازی کرده اید؟

 

منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته

 

اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز (با راکت اسپک میزنند)

 

خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ، نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم

 

نیست مهارتت ! طرف عملا یه بازی دیگه میکنه و توهم زده که پینگ پونگ داره

 

بازی میکنه...من و تو هم عملا تو این توهم وقتمون حروم میشه واتفاق بدتر اینه که وقتی با یه آدم حسابی


میشینی پای بازی میبینی مهارتت خیلی کم شده و طول میکشه تا برسی به سطح بازی اصلی خودت!

 

اینها را نوشتم تا بگم حرف اصلیم را

 

وقتی با یه آدم کم فهم معاشرت میکنی یا آدمی که خودش را به نفهمی میزنه

 

وقتی با یه آدم خاله زنک دم به دم میشی

 

وقتی با آدم احمق دمخور میشی که قضاوتهای عجیب غریب و خرافی داره و تحملش میکنی ،

 

وقتی با یه آدم روبرو میشی که دغدغه هایش مسکن ورستوران و لباس برند و... است

 

دیگه انتظار نداشته باش که

 

از حروم شدن وقتت غصه بخوری

 

از درجا زدنت هم خجالت نمیکشی

 

از تجمع برنامه ای نصفه عمل شده و کارهای نیمه تمامت هم ککت نمیگزه

 

از نخواندن آخرین مقاله تخصصی رشته ات ، بهت بر نمیخوره

 

یا ندیدن فلان دانشمند و بلد نبودن مفاهیم بلند حافظ و مولوی و ....دردت نمیاره

 

به مردنت ادامه بده

 

 یا مثل یه بزرگمرد از این وضعیت بیا بیرون و نذار

 

زنده به گور بشی و بشی  یه مرده متحرک...

 

 

 

دکتر علیرضا شیری


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مادرم

نویسنده :zahra
تاریخ:چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392-08:15 ب.ظ

هزاران هزار سبد گل تقدیم به كسی كه
 خودش زیباترین گل دنیاست مادرم روزت مبارك





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مبارررررررررک

نویسنده :zahra
تاریخ:چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392-08:13 ب.ظ

فاطمه یعنی شرف،یعنی حجاب
فاطمه فخر زنان روز حساب
فاطمه یعنی رضای کردگار
شاهکار خلقت پروردگار
ولادت حضرت فاطمه مرضیه(سلام الله علیها)مبارک



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مادرم...

نویسنده :zahra
تاریخ:جمعه 25 اسفند 1391-09:25 ب.ظ

هر انسانی عطری خاص دارد!
گاهی...برخی عجیب بوی " خدا
" می دهند....
مثل
" مـــــــــــــــــــــــــادر"



داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

. . .

نویسنده :zahra
تاریخ:جمعه 18 اسفند 1391-08:16 ب.ظ

مرد نارنجی پوش در حالی که کودک
را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان
شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد
این بچه برسید.بچه ماشین بهش زد و فرار کرد...
پرستار:این بچه نیاز به عمل داره  باید پولشو

پرداخت کنید.
پیرمرد:اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو
هم نمی شناسم.خواهش می کنم عملش کنید
من پول و تا شب براتون میارم...
پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه
صحبت کنید.
...اما دکتر بدون اینکه نگاهی به کودک بیندازد
گفت:این قانون بیمارستانه.باید پول قبل از عمل
پرداخت بشه.

اما صبح روز بعد..
دکتر بر سر مزار دختر کوچکش اشک می ریخت...
و چه قدر زود دیر می شود...







داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

درد بی دردی

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 5 اسفند 1391-06:47 ب.ظ

داشت دفترمشقش را جمع می کرد.
چشمش افتاد به روزنامه ای که مادر روی آن برای همسایه ها سبزی پاک کرده بود.
تیترش یک "سه" بود با بینهایت "صفر"جلوش.
عدد"سه"ناگهان او را از جا پراند.

- بابا، پس فردا با بچه های مدرسه می برنمون اردو. سه هزار تومن می دی؟
بابا سرش را بلندنکرد.
باصدای ­ آرام گفت:فردا یه کم بیشتر مسافر می برم، سه هزار تومن هم به تو میدم.

با وعده شیرین بابا خوابید.
صبح زود، رفت کنارپنجره.
 پرده را کنار زد. باران ریزوتندی می بارید.
قطره های باران برای رسیدن به زمین مسابقه گذاشته بودند.
بند دلش پاره شد:آخه توی این بارون که مسافر سوار موتور بابام نمی شه.

اشک توی چشمهایش حلقه زد.
 از پشت پنجره آمد کنار.
یک قطره اشک از روی صورتش چکید روی یکی از بینهایت "صفر"هایی که جلوی عدد"سه" رژه می رفتند.






داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

نامرد

نویسنده :zahra
تاریخ:دوشنبه 23 بهمن 1391-07:03 ب.ظ

به تو سپرده بودمش ، با هزار و یک امید ....
وحالا برای هزار و  یکمین بار
دلم را می برم تا شکستگی اش را گچ بگیرند




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

دیگه انتظار بسه...

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 7 بهمن 1391-11:33 ب.ظ

شاید آنروز که سهراب نوشت:" تا شقایق هست زندگی باید کرد"

خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینطور نوشت : چه شقایق باشد چه گل پیچک و یاس جای یک گل خالیست

تا نیاید مهدی زندگی بی معناست



روزی در تقویم خواهند نوشت : تعطیل روز فرج مهدی فاطمه

و بعد در مدینه کنار ساختمان نیمه کاره ای تابلوی زیر را می بینیم:

پروژه حرم مطهر بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا

کارفرما: قائم آل محمد(عج)

پیمانکار: یاران حضرت

مساحت: وسعت دل تمام شیعیان

برای تعجیل در ظهورش صلوات





داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

چادرم...

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 7 بهمن 1391-10:50 ب.ظ

اگه دو خط دو طرف عدد قرار بگیرند

عدد را مثبت می کند

حتی اگر منفی باشد

دوخط که اسمشان قدر مطلق است

چادر من ؛

قدر مطلق من است

چه خوب باشم چه بد

از من انسانی خوب می سازد

یادم باشد ؛ قدر مطلق عدد را مثبت جلوه نمی دهد ، عدد را مثبت می کند



+چادرم این همه عزت و شخصیت را تو به من داده ای...

بر سرم باش و عزیزم کن پیش خدا و بندگانش...





داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

ته جاده ی رفاقت=====» تنهایی

نویسنده :zahra
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-07:47 ب.ظ

از آدم هــآ بگــذر !
دلـَـت را گنده تــَر کن
نـ ـآراحتِ این نبـ ـاش
که چـ ـرا جاده ی رفاقــَـت با تـ ـو همیشه یکــ طرفه استــ . . .
مهــم نیست اگر همیشه یک طرفــه ای . . .
شــآد باش کــه چیزی کم نگذاشتـه ای
و بدهکــارِ خودت ، رفاقـت و خدایتــ نیستی





+ سکوت کن! بگذار بغض هایت سربسته بماند...
گاهی سبک نشوی ،سنگین تری



داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

i love u

نویسنده :zahra
تاریخ:سه شنبه 3 بهمن 1391-12:00 ق.ظ


699666999999666999999666996666666996666699999666669966666699
699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699
699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699
699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699
699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996
699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666

عددای بالا رو انتخاب کنید وبعد...
ctrl+f
9
ctrl+Enter
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ

دوستان عملیات بالا رو انجام بدین تا شاهد یه تصویر زیبا باشین!!!...امیدوارم خوشتون بیاد



داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

شکرت خدا ....!

نویسنده :zahra
تاریخ:سه شنبه 26 دی 1391-11:29 ب.ظ



*ﺧﺪﺍﯾﺎ* ﺷﮑﺮﺕ!
ﺑﺎﺑﺖ ﺍﻣﺮﻭﺯ ....
ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺑﺪ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ
ﻧﺰﺍﺷﺘﯽ!
ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺍﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻣﻮﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ
ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ...
ﻣﻤﻨﻮﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻓﺮﺻﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺍﺩﯼ!




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

فقط خدا...

نویسنده :zahra
تاریخ:چهارشنبه 20 دی 1391-11:58 ب.ظ

پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او: نازنینم اَدم....
با تو رازی دارم !..
اندکی پیشتر اَی ..
اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش !!.
... زیر چشمی به خدا می نگریست !..
محو لبخند غم آلود خدا ! .. دلش انگار گریست .
نازنینم اَدم!!. ( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) !!!..
یاد من باش ... که بس تنهایم !!.
بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !!
به خدا گفت :
من به اندازه ی ....
من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...
به اندازه عرش ..نه ....نه
من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، .. دوستدارت هستم !!
اَدم ،.. کوله اش را بر داشت
خسته و سخت قدم بر می داشت !...
راهی ظلمت پر شور زمین ..
زیر لبهای خدا باز شنید ،...
نازنینم اَدم !... نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش... نه به اندازه ی گلهای بهشت !...
که به اندازه یک دانه گندم ، تو فقط یادم باش !!!!


[تصویر: 3zfp9udpgkmr8u0mn0f.jpg]


+ این روزا یکمی بیشتر از قبل دلم هواشو داره...وقتی که تنهام دیگه فکرم پیش کسی نمیره جز اون
شبا موقع خواب همش به اون فکر میکنم....حس قشنگیه...اینکه فکر کنی کسیو داری که فقط مال خود خودته...که هیچ موقع نبودشو حس نمیکنی...یکی که پا به پات تا آخرش باهاته
همیشه ارزوم بوده این حس قشنگو همه حداقل اگه شده یه بار تجربه کنن...این حس قشنگ با خدا بودن رو...




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

امان از دل زینب...

نویسنده :zahra
تاریخ:چهارشنبه 13 دی 1391-06:22 ب.ظ

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن

 جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن



شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن


     جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین . . .





داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

ستاره ی سهیل!

نویسنده :zahra
تاریخ:سه شنبه 12 دی 1391-02:18 ب.ظ

سـعــی نکــن مــــــتفـــــاوت باشـــی ! فقط خـــــــوب بــاش ...
ایــــن روزهــــــا "خــــــــوب بودن" بــه انـــدازه ی کــــافی "مــــــتفـــــاوت" اســــت ..
اینـ روزهـا .. همه ادعا دارنـ طعمـ خیانتـ را چشیده انـد ..
همه ادعا دارنـ که بـدیـ را به چشمـ دیده انـد ..
همه ادعا دارنـ که تنــهاییـ را کشیده انـد ..
 پـسـ کیـستـ کـه ایـنـ دنیـا را به گنــــد کشیده استـ؟!
شایـد منمـ ... !!!




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

من ساده ام!

نویسنده :zahra
تاریخ:پنجشنبه 7 دی 1391-09:26 ب.ظ

بـآور مـے ڪنـمـ دوسـتـمـ دآرے !

بـآور مـے ڪنـمـ

تمـآمـ حـرف هـآیـت رآ


فـقـط محـض رضـآے خـُـدآ

حـداَقـل بہ سـآدگیمـ نـخـنـد !



داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

بابا توبه!!

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 25 آذر 1391-09:44 ب.ظ

به نظرم این قضیه 2012 و آخرالزمان و پایان دنیا درسته !


امروز یه نیسان آبی دیدم راهنما زد، بعد پیچید !!!!!!!!!!!!!!!

جل الخالق !!




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

یا میمیریم...یا نمیمیریم دیگه!

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 25 آذر 1391-09:13 ب.ظ

ما که خیالمون از بابت راست یا دروغ بودن آخر دنیا توی 21 دسامبر راحته،آخه عربستان همیشه یه روز زودتر از ماست،وایمیسم ببینیم چی میشه!!!!



داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

امتحان کردم ک میگما...!!!

نویسنده :zahra
تاریخ:دوشنبه 20 آذر 1391-09:34 ب.ظ

تدابیر امنیتی وقتی صدای پا میشنوید که میاد سمت اتاق :
1.مینیمایز کردن تمام صفحات نت
2.سایلنت کردن گوشی و قرار دادنش به صورت پشت و رو
3.sign out مسنجر
4.گذاشتن یک کتاب 87698273456 صفحه ای جلوم
5.باز کردن new tab و جست و جو در مورد اون موضوعی که استاد گفته
6.ورق زدن کتاب ، جوری که صداش بره بیرون اتاق
7.بهم ریختن موهام ، کشیدن یک آه عمییییییییق (یعنی چقد این درس سخته )، اخم کردن و نگاه ملتمسانه به کتاب
8.گرفتن یه مداد تو دست و خط کشیدن زیر سطرای کتاب
و سرانجام بعد این همه کار آخرشم صدای پا از جلوی اتاق رد میشه و این همه تلاش شما بی نتیجه میمونه



داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

توجه توجه!!!

نویسنده :zahra
تاریخ:دوشنبه 20 آذر 1391-09:28 ب.ظ

قابل توجه تهرانی های محترم
.
.
.
. 

.تو این روزای آلوده شارژ ایرانسل میگیرم تنفس مصنوعی میدم!  
ینی ی همچین ادم فداکاری ام من!  



داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

تغییر اساسی!!!!

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 18 آذر 1391-10:45 ب.ظ

سلام  سلام سلام یه عالمه سلام!!!
میدونین راستش میخوام دیگه وبمو ازین حالت غم و غصه در بیارم
دیگه دلم گرف از بس غمگین گذاشتم...ازین به بعد سعی میکنم همه جور پستی داشته باشم ایشالا
حالا میریم ک داشه باشیم اولی
ن مطلب متفاوتو....



یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند که یهو زنش با ماهی تابه می کوبه تو سرش.

مرده میگه: برای چی این کارو کردی؟ 

زنش جواب میده:

به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه کاغذ پیدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود

مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش

شرط بندی کردم اسمش سامانتا بود. زنش معذرت خواهی می کنه و میره.


نتیجه اخلاقی 1 : خانمها همیشه زود قضاوت می کنند!

.
.
.
.
.
.

سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می کرده که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگ 

دوباره می کوبه تو سرش ! 

بیچاره مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟

زنش جواب میده: آخه اسبت زنگ زده بود!


نتیجه اخلاقی 2: متاسفانه خانمها همیشه درست حس می زنن!





داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

دلمم باهاش رفت...

نویسنده :zahra
تاریخ:پنجشنبه 9 آذر 1391-11:17 ب.ظ

تمام میشود...
خیلی راحت...
جارو می كشند روی همه ی شمع ها
و لیوان هایی كه می چینند سر جایشان..
دلم برای این محرم تنگ میشود...خیلی زیاد





داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

رویم سیاه است!

نویسنده :zahra
تاریخ:شنبه 4 آذر 1391-09:50 ق.ظ

زینب جان!
شرمنده ام که بهای حسینی شدن ما...بی حسین...شدن تو بود
وشرمنده تر انکه
تو بی حسین شدی
اما ما حسینی نشدیم




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

وای برما...

نویسنده :zahra
تاریخ:جمعه 3 آذر 1391-11:10 ق.ظ

مثلت کربلا، سه ضلع دارد

حسینیان، یزیدیان و بی تفاوت ها!

نمی دانی بدان

در ریختن خون حسین(علیه السلام)

بی تفاوت ها، بیشتر از یزیدیان نقش داشتند!


http://shorehossein.persiangig.com/image/Wallpaper/005.jpg

پ.ن: واقعا ما چیکار کردیم باخودمون؟ البته منظورم همه نیستنا...حرفم با کساییه ک خودشونو ملتشونو گذشتشونو امامشونو و همه چی وهمه چی رو فراموش کردن...یعنی خداییش این بود رگ و غیرت ایرانیمون؟

خیلی متاسفم واس خودمون...دیشب رفته بودیم عزاداری البته بهتره بگم رفته بودیم تماشاخونه اخه چشم پسرا زوم شده بود رو دخترا و خانوما چشم دخترام دنبال این پسر و اون پسر

دیشب خیلی غصه خوردم انگار نه انگار که رفته بودیم واس اقامون گریه کنیم ، زار بزنیم...عزابگیریم...بعضیا نکرده بودن لاقل حرمت اقا و خون ریخته شدشو نگه دارن

حالا با چادر نیومده بودن که نیومده بودن...چه اشکالی داشت اگه لاقل یه شبو مو درس نمیکردن و بیرون نمیزاشتن..یا چه میدونم مانتو رنگی و چسبون نمیپوشیدن...نه واقعا چیزی ازشون کم میشد؟

نه به ولله کم نمیشد که اضافه ام میشد...مث اینکه اینا یادشون رفته امام واس چی شهید شد...شهید شد تا اسلام زنده بمونه تا نماز اول وقت از یاد نره...شهید شد تا خدا از ذهن و دل جوونا فراموش نشه...اما حالا چی؟؟؟

نمیگم هنوزم خداروشکر خیلی جوونا ونوجوونا هستن ک نمازشون یه ساعت از وقت اذان اینور اونور نمیشه...یه نفرم تاحالا تارموشونو ندیده...چشمشون تاحالا نگاه بد به کسی نکرده...اما با وجود همه اینا بازم امار بی حجابی و فساد تو کشورمون سر به فلک میزنه...تو خیابون ک راه میری انواع واقسام مدل موها ولباسای عجق وجق ورنگی که نمیبینی...به قول دوستم سودا(وبلاگ طواف تربت عشق) خدایا من دخترم و عاشق تمام این رنگ ها ..اما سیاهی چادرم را میپرستم.

دیگه چیزی نمیگم مثل اینکه زیاد حرف زدم...اگه حرفی مونده باشه بمونه واس اپ بعدی...ولی دوستان ازتون ی نظر میخوام....مگه کشور ما ی کشور بافرهنگ و تمدن قدیمی نیست؟چرا مردم تمدن به این با اصالتی رو ول کردن وچسبیدن به فرهنگ تازه به دوران رسیده غرب؟ که البته اسم فرهنگو هم نمیشه روش گذاشت...!!!واقعا چرا؟ این سوالیه ک ذهنمو خیلی به خودش مشغول کرده...کاش جوابی واسش داشتم.

بچه ها راستی این روزا همه محتاج دعای شماهستن...شبای محرم کنار دسته ی امام حسین اگه دلتون لرزید اگه چشمه ی اشکتون جوشید ی لحظه یه نگا به دور و برتون بندازین...خیلیا هستن ک نیازمند دعان...ته ته دلتون وقتی دارین خدارو صدا میزنین...نیازمندا رو هم فراموش نکنین

التماس دعا...یاحسین




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

تنهای تنها

نویسنده :zahra
تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1391-07:50 ب.ظ

زین پس تنها ادامه می دهم،در زیر باران....
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم
و کناری می اندازمش
میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم....!
باران نبار...

 من نه چتر دارم نه یار...




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

من آرامم

نویسنده :zahra
تاریخ:جمعه 5 آبان 1391-06:27 ب.ظ

اینروزها

بـــه طــــرز خیـلی تلخـــی آرامــم !!!
 
 




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

بخدا بسه دیگه

نویسنده :zahra
تاریخ:پنجشنبه 13 مهر 1391-07:20 ب.ظ

دیشَبــــ خُـدا آهِسـته دَرِ گُوشــَــــم گُفت :

دیگــه بَســــــــــــــــــــــــــــــــــه !

بارانَــــــــــــم از اَشکهایت خجاَلت می کـَــشــــد .





داغ کن - کلوب دات کام
comment() 

لعنت به تو

نویسنده :zahra
تاریخ:پنجشنبه 13 مهر 1391-07:18 ب.ظ

نه اینکه زانو زده باشم نه .........

فقط نبودنت سنگین است........




داغ کن - کلوب دات کام
comment() 


  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3